نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

من نمی‌گویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین

چشم من فرش است هرجا می‌نهی پا بر زمین

کشتی چشم تر من بود با دریا قدر

اشک زور آورد، آمد پشت دریا بر زمین

زیر پای عاشقان باشد زمین و آسمان

عشق را یک پای بر عرش است و یک پا بر زمین

جای برگردون بود افتادگان عشق را

من هم از افتادگان عشقم، اما بر زمین

عمرها شد کشتی من با نکویان آشناست

دل ز دست هر یکی افتاده صد جا بر زمین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حسرت و تب و تاب عاشقانه می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر گوناگون، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او به عشق اشاره می‌کند که همچون یک کشتی او را در دریا غرق کرده و به زمین می‌اندازد. عشق در این شعر بین آسمان و زمین قرار دارد و شاعرانگی نشان می‌دهد که چگونه عشق می‌تواند ما را از عرش به فرش بیاورد. افسوس و ناامیدی او از افتادن در دام عشق و همچنین دل‌باختن به زیبایی‌ها را به تصویر می‌کشد. در انتها، شاعر به تجربه زندگی‌اش در کنار نیکوکاران و ضربه‌هایی که از عشق خورده است، اشاره می‌کند.