نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آه سحر نتیجه شرر می‌دهد مرا

نخل امید بین که چه بر می‌دهد مرا

خون می‌کند غمت جگرم را هزاربار

تا یک پیاله خون جگر می‌دهد مرا

بیهوشی‌ام به طرز حریفان بزم نیست

ساقی می از سبوی دگر می‌دهد مرا

افتاده‌ام به دام کسی کز غرور حسن

نه می‌کند هلاک و نه سر می‌دهد مرا

قدسی شود چو معرکه رستخیز، گرم

دل بد مکن که عشق ظفر می‌دهد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر از شوق و امید به وصال سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که عشق باعث درد و رنج او شده است. او به ساقی اشاره می‌کند که برایش نوشیدنی می‌آورد ولی در عین حال در دام کسی افتاده که نه می‌تواند او را به هلاکت برساند و نه از او دل بکند. در نهایت، شاعر بر این باور است که عشق در هر شرایطی پیروزی و موفقیت را به او می‌دهد.