شمارهٔ ۴۳۳ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یار بیپروا و ما را آرزوی دل بسی
کار خواهد بود با یاری چنین، مشکل بسی
جان من! دلسوزی پروانه طرز دیگرست
گرچه باشد شمع را جوینده در محفل بسی
کوته اندیشیم ما و کعبه مقصود دور
سوده شد پای امید و راه تا منزل بسی
گریه دیر آمد به یادم، اشک ازان شد بیاثر
کی دهد حاصل، چو ماند تخم زیر گل بسی
هرگز از راه حرمجویان کسی خاری نچید
راه طی کردم به مژگان از پی محمل بسی
باده غم گرچه با ما کرد تلخیها به بزم
وقت ساقی خوش، کزو دیدیم روی دل بسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ آرزوها و دشواریهای تحقق آنهاست. شاعر به دشواریهایی که در راه رسیدن به مقصود و دلخواهش وجود دارد اشاره میکند و به این نکته میپردازد که با یاری بیپروا، کارها آسانتر خواهد شد. او به تضاد بین دلخواهی و واقعیت، و همچنین ناامیدی از به ثمر رسیدن تلاشها اشاره میکند. در نهایت، شاعر به باده غم و تلخیهایی که در زندگی دارد، اما با وجود آن به دورهمی خوشی و زیبایی هم اشاره میکند.