نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

به هوای صید یک ره، به گذار ما نیایی

تو که صید قدس گیری به شکار ما نیایی

رقم شهادت ما، دگری به دست دارد

اگر ای اجل بدانی، به شکار ما نیایی

برو ای صبا به شیرین، ز روان کوهکن گو

که شدی چو یار خسرو، به مزار ما نیایی!

سر کوی می پرستان، ز پیاله نیست خالی

تو که مرد پارسایی، به جوار ما نیایی!

مفریب وقت مردن، به امید وعده ما را

که تو شمع بزم غیری، به مزار ما نیایی

ز گمان هلاک گشتم، ز چه خیلی و چه نامی

که بیفکنی و بر سر چو سوار ما نیایی

تو غافلی ز قاتل، چه روی به پای تیغش

به همین که کشته گردی، به شمار ما نیایی

برو ای جوان ز پیشم، که اگر فرشته گردی

به نظر ز خوبرویی، چو نگار ما نیایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک یک عاشق می‌پردازد که از محبوبش می‌خواهد به زندگی و عشق او برگردد. شاعر به زبانی احساسی و نمادین از بیکسی و فراق سخن می‌گوید و به محبوبش می‌گوید که اگر او به یاد او نباشد، هیچ چیز برایش ارزش نداشته و حتی مرگش بی‌معناست. او به مرور خاطرات و آرزوهایش پرداخته و نارضایتی‌اش از جدایی و غفلت محبوب را ابراز می‌کند. در کل، شعر حس قوی و دردی از فراق و انتظار را به تصویر می‌کشد.