شمارهٔ ۴۴۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ما چو پروانه نسوزیم به داغ غلطی
شمع در محفل ما سوخت دماغ غلطی
روز ما را ز شب تیره جدا نتوان کرد
صبح برکرده ز خورشید، چراغ غلطی
در ره عشق گذشتم ز خرد، گام نخست
که نیندازم از ره به سراغ غلطی
مرده ساقی عشقم که به صد گردش جام
از حریفم ننوازد به ایاغ غلطی
شکر لله که ز سودای تو گرم است دلم
نیستم سوخته چون لاله به داغ غلطی
خویش را در دل صحرای جنون گم کردم
عقل در یافتنم سوخت دماغ غلطی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از معانی عمیق و احساسات عاشقانهای برخوردار است. شاعر به عشق و داغی که آن برای او به همراه دارد، اشاره میکند. او به سرزنش و افسوس به گمگشتگی عقل و دلیل خویش در مسیری پر پیچ و خم در عشق میپردازد. شاعر تأکید میکند که جستجوی عشق باعث شده که از خرد فاصله بگیرد و خود را در جنون عشق گم کند. در نهایت، او به شادی و شکرگزاری برای احساساتش در عشق میپردازد، در حالی که داغها و دردهای ناشی از آن را نیز یادآور میشود.