نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از ره به خواهش دل شیدا چه می‌روی

گر عاشقی، به کوی تمنا چه می‌روی

در گل گرفته‌ام در و بام ترا ز اشک

دیگر به باغ، بهر تماشا چه می‌روی

بی بوی پیرهن مبر از گریه نور چشم

چون باد شرطه نیست، به دریا چه می‌روی

خواهد کشید پرده ز رخ، گل به وقت خویش

ای باد صبحدم، به تقاضا چه می‌روی

یوسف نه‌ای تو، طاقت زندانت از کجاست

بی پرده پیش چشم زلیخا چه می‌روی

دامن گرفتن تو چنان آیدم، که کس

پرسد ز آفتاب که تنها چه می‌روی

کمتر ز لاله‌ای نتوان بود در جهان

بی داغ دل، به دامن صحرا چه می‌روی

عالم ز تو خراب شد ای اشک پرده‌در

بس کن، پی برهنه به یغما چه می‌روی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عشق و معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌پرسد چرا عاشقانه و بی‌پروا به سوی او می‌رود. او به درد و رنجی که از دوری او می‌کشد، اشاره می‌کند و از عشق و اشک‌هایش سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به حسرت‌ها و ناکامی‌های خود در عشق اشاره می‌کند و از بی‌پناهی و غم ناشی از آن می‌گوید. در کل، اشعار به تردیدها و احساسات عمیق عاشقانه و غم‌های ناشی از آن بحران می‌پردازد.