شمارهٔ ۴۴۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا چند از پی دل شیدا رود کسی
دنبال او نکوست که تنها رود کسی
مرهمطلب مباش چو داغی نسوختی
دست تهی چگونه به سودا رود کسی؟
کس بیطلب نرفته، اگر دیر، اگر حرم
خواری کشد، نخوانده به هرجا رود کسی
گیرایی کمند تو، میآردش به زیر
بر بام چرخ اگر چو مسیحا رود کسی
بگشا ز رخ نقاب، که زاهد نگویم
از ره چرا به زلف چلیپا رود کسی
ای چشم ناشکیب، دمی پاس گریه دار
تا کی ز بحر، روی به صحرا رود کسی؟
شاید، به راه کعبه ز شوق قدمزدن
چون خار اگر در آبله پا رود کسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و تمایل دل شیدا برای دنبال کردن معشوق میپردازد. شاعر سوالاتی را مطرح میکند که چه کسی میتواند بیدلیل و از روی دل به سوی محبوب برود، و اینکه کسی که هنوز درد عشق را احساس نکرده، چگونه میتواند انتظار برآورده شدن آرزوهایش را داشته باشد. همچنین به این نکته اشاره میکند که بدون طلب و شوق واقعی، کسی موفق نمیشود و باید به حقیقت عشق و آرزوهای درونی توجه کند. در پایان، شاعر به تصویرسازی زیبایی از عشق و دلتنگی میپردازد و از معشوق میخواهد که رازهای دل را آشکار کند.