نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تاوان قتل صید زبون نیست بر کسی

منت برای قطره خون نیست بر کسی

کافی‌ست شوق کشته‌شدن خونبها مرا

در روز حشر، دعوی خون نیست بر کسی

هرکس به قدر همت خود می‌کشد جفا

هرگز ستم ز همت دون نیست بر کسی

عاقل کسی بود که کند غربت اختیار

از کشوری که دست جنون نیست بر کسی

ای غم به خانه دل قدسی وطن مکن

تعمیر این خرابه، شگون نیست بر کسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نکاتی از جمله عواقب قتل، ارزش خون و ظلم می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که هیچ کس مسئولیت قتل را به دوش نمی‌کشد و برای هر انسانی به اندازه همت و تلاشش، ظلمی وجود دارد. همچنین، عاقل کسی است که از محیط جنون‌آمیز دوری کند. در نهایت، شاعر از غم و ویرانی وطن خود می‌نالد و می‌گوید که برای ترمیم این خرابه کسی مسئولیت نمی‌پذیرد.