شمارهٔ ۴۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
بددلیام ز سایهاش، فرض کند رقیب را
رتبه عشق بین که چون بر سر حرف دوستی
کودک بیسواد او مسخره کرد ادیب را
همچو بنفشه ننگرم هیچطرف در این چمن
تا نرسد زمن غمی خاطر عندلیب را
لذت درد دوستی نیست نصیب بیغمان
دست هوس مگر درد، پیرهن رقیب را
دل چو ز عشق خسته شد گرد شفا ازو بشو
عرض دوا چه میبری درد مگو طبیب را
قدسی اگر تو عاشقی یار تو در دل است و بس
هرزه متاز هر طرف چشم غلط نصیب را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به این اشاره میکند که حتی اگر عشق در نظر زیبا و جذاب به نظر برسد، اما در واقعیت، ترس و بددلی هم وجود دارد. او به نوعی تضاد بین عشق و بیخبری میپردازد و میگوید که وقتی به دوست نزدیک میشویم، ممکن است نادانی آنها ما را به تمسخر بکشد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که در عشق واقعی، غم و درد جزئی از تجربه است و باید آن را پذیرفت. در نهایت، به عشق پاک و واقعی اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نتواند او را از عشق واقعی دور کند.