نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۱ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آرزوی ما کند با مدعا بیگانگی

عشق را باشد نصیب از آشنا بیگانگی

کی شود روشن بجز از خاک کویت دیده‌ام؟

چشم عاشق را بود با توتیا بیگانگی

خفتگان خاک را دیگر که جان آرد به تن؟

گر کند در حشر، زلفت با صبا بیگانگی

ما ازان عشق آشنایانیم کاندر کیش ما

از دو عالم، جز غمت، باشد روا بیگانگی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه‌اش می‌پردازد. او آرزوی وصال را دارد، اما می‌بیند که عشقش با معشوقش فاصله دارد. او از حسی عمیق و سختی جدایی صحبت می‌کند و معتقد است که تنها در حضور معشوق می‌تواند روشنی زندگی‌اش را تجربه کند. همچنین، اشاره می‌کند که محبت و عشق واقعی تنها از نزدیکان حاصل می‌شود و در غیر این صورت، زندگی به بیگانگی تبدیل می‌شود. به طور کلی، این شعر بیانگر عشق عمیق و درد جدایی است.