نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟

جغد را پای به گل رفته به ویرانه ما

ما از آن سوختگانیم که معمار ازل

طرح آتشکده برداشت ز کاشانه ما

عشق پیوسته به دنبال دلم می‌گردد

شعله آید به طلبکاری پروانه ما

جرم می خوردن ما نیست کم از طاعت کس

کار صد توبه کند گریه مستانه ما

چون تهی دیده که آرد به کسی روی نیاز

چشم بر چشم صراحی زده پیمانه ما

حرف دیوانه شنیدن ز خردمندی نیست

عاقلان گوش نکردند بر افسانه ما

چون سپندی که بود بر سر آتش قدسی

هرگز آرام نگیرد دل دیوانه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حسرت و درد و عشق پرداخته و از یک زندگی نابسامان و ویران صحبت می‌کند. شاعر به غم و اندوهی اشاره می‌کند که بر دل او و خانه‌اش حاکم است و اشتیاقی به عشق و وصال را حس می‌کند. او از سوختگی و از دست‌رفته بودن خود سخن می‌گوید و به نقش عشق در زندگی‌اش تأکید می‌کند. همچنین، او به دیوانگی‌اش و عدم فهم دیگران از احساساتش اشاره می‌کند و به نوعی خواسته‌های درونی و دردهای نهفته‌اش را بیان می‌کند. در نهایت، او بر تلاش‌های بی‌پایان دل دیوانه‌اش برای آرامش تأکید می‌کند.