شمارهٔ ۶۳ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگریست
بهر یک پروانه از هر سو چراغ دیگریست
هر طرف رنگی دگر برمیکند نظّارهاش
ساقی ما گلگل امشب از ایاغ دیگریست
آنکه او را روز و شب در کعبه میجویی سراغ
پیش رندان در خراباتش سراغ دیگریست
روزنم هرگز چنین روشن نبود از ماهتاب
کلبه ما روشن امشب از چراغ دیگریست
شیشه را گیرم به لب ساقی چو ساغر کم دهد
امشبم در بادهپیمایی دماغ دیگریست
طعنه وارستگی تا چند قدسی را هنوز
بر دل از هر حلقه زلف تو داغ دیگریست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ احساسات و تجارب عاشقانه است. شاعر به تضادها و تنوع عشق اشاره میکند و میگوید که هر طرف دلش پر از داغی از عشق دیگری است. او توصیف میکند که هر رنگی که به آن نگاه میکند، یادآور عشق و زیبایی متفاوتی است. همچنین به دوری از معشوق و جستجو در مکانهای مختلف برای یافتن او اشاره دارد، همچنین به روشنایی و لذت لحظات میپردازد. در نهایت، شاعر از درد ناشی از دوری و حرمان سخن میگوید و نشان میدهد که عشق او همواره با داغ و یاد دیگری همراه است.