نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است

عالمی را برده از یاد آنکه در یاد من است

هر که رُفت از دل غباری بر دلم آمد نشست

هرکجا گم شد غمی در محنت‌آباد من است

ناله‌ای کردم برآمد شیون از صحن چمن

گرمی عشق گل و بلبل ز فریاد من است

نگذرد در خاطر صیاد صید از دوستی

دشمن جان من است آنکس که در یاد من است

در خراش سینه من کز ناتوانی عاجزم

کوه بشکافم اگر گویی که فرهاد من است

قطره بر دریا فزونی می‌کند در عشق زود

عمرها شاگرد من بود آنکه استاد من است

زردی رویم نه از بیم است قدسی زیر تیغ

رنگ زردم عذرخواه تیر جلاد من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر، با استفاده از imagery و احساسات عمیق، به بیان درد و رنج عاشقانه شاعر می‌پردازد. او احساس می‌کند که زیر نظر کسی است که همچون صیاد به او توجه دارد ولی خود را پنهان کرده است. رابطه‌اش با یاد آن شخص در تعارض است و او را در محنت‌های زندگی غرق می‌کند. عشق مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده و شاعر از ناله‌ها و فریادهای خود به غم و اندوهی عمیق اشاره می‌کند. همچنین، او به طور نمادین به قدرت عشق و یاد آن شخص اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که دوست‌داشتن او، مصداقی از تسلیم در برابر عشق است. در نهایت، با زردی چهره‌اش به دلیل تیر زهرآلودی که عشقش برایش به ارمغان آورده، کار خود را توجیه می‌کند و به این موضوع می‌پردازد که عشق او را در تنگنا قرار داده است.