شمارهٔ ۷ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما
چون لاله جزو تن شده بخت سیاه ما
روزی که نبود آینه حسن در نظر
در چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما
ما صبح صادقیم و دم از مهر میزنیم
آیینه تیرگی نپذیرد ز آه ما
آنکس که پی به مزرع امید ما نبرد
گیرد مگر ز برق سراغ گیاه ما
آتش کشد زبانه چو شمع از زبان او
کلک فرشته گر بنویسد گناه ما
از دیده نر و دل روشن به راه عشق
افتد بر آب و آینه چون عکس راه ما
قدسی کفایت است در اثبات عاشقی
رخسار زرد و دیده گریان گواه ما
امشب سیهترست ز شبهای دیگرم
قدسی مگر شود مدد صبح آه ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از احساس پژمردگی و ناامیدی بهار سخن میگوید و به تضاد بین زیبایی و بخت سیاه اشاره دارد. شاعر بیان میکند که با وجود روشنایی و صداقت، گاهی در زندگی لحظات تاریکی وجود دارد. او عشق را به عنوان راهی برای غلبه بر این تاریکی میداند و اشاره میکند که عشق و عشقورزی میتواند گواهی بر حالت عاطفی او باشد. در نهایت، شاعر از مدد و روشن شدن صبح به عنوان امیدی برای رهایی از شب سیاه یاد میکند.