نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لیلی‌اش در دل و گوشش به صدای جرس است

یا رب این مغلطه مجنون ترا با چه کس است

می‌برد برگ گلی باد ز گلزار برون

بلبلی در پس دیوار مگر در قفس است؟

بلبل از بی‌خودی عشق جهد شاخ به شاخ

گل به خون گشته ز غیرت که مگر بوالهوس است

عمر در خدمت او صرف شد و یار هنوز

پرسد احوال مرا از دگران کاین چه کس است

دل مشتاق تو و لاف صبوری هیهات

شمع این انجمن آسوده ز باد نفس است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایز و تداوم عشق و شیدایی اشاره دارد. شاعر از دل و گوش لیلی سخن می‌گوید که به صدای جرس گوش می‌دهد و در پی جست‌وجوی مجنون و حال اوست. غنچه‌ای که توسط باد به بیرون برده می‌شود و بلبل در قفس، نشانه‌های عشق و بی‌تابی را نمایش می‌دهند. بلبل از عشق دیوانه‌وارش، با گل که به خون نشسته است، سخن می‌گوید. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که عمرش را در خدمت یار صرف کرده، ولی یار هنوز از حال او از دیگران می‌پرسد. در نهایت، دل مشتاق و حال صبوری که به آن لاف زده می‌شود، افشا می‌کند که عشق همچنان شعله‌ور و زنده است.