شمارهٔ ۸۰ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست
روزم سیاهکرده چشم سیاه کیست
با آنکه صرف شد همه عمرم در انتظار
آگه نیم هنوز که چشمم به راه کیست
دلدادن و سخننشنیدن گناه من
دلبردن و نگاهنکردن گناه کیست
جرم مرا امید به رحمت حواله کرد
در حیرتم که دیده نر عذرخواه کیست
داند کسی که دیده کله کج نهادنت
گل غرق خون ز حسرت طرف کلاه کیست
گر پی بری به مرتبه محرمان عشق
دانی که عفو دستنشان گناه کیست
تیرش تمام سینهپسندست و دلنشین
این غمزه دستپرور طرز نگاه کیست
قدسی اگر دلم نخراشیده غمزهاش
الماس بر جراحتم از برق آه کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به افکار و احساسات عاشقانه و غمانگیز شاعر اشاره دارد. شاعر در حالت انتظار و چشمبهراهی نشسته و به زیبایی چشمها و دلباختگیهایش فکر میکند. او از گناههای خود میگوید؛ گناه دلدادن و نشنیدن سخن محبوبش و همچنین گناه امید به رحمت. شاعر در حیرت است که آیا کسی عذر او را میپذیرد و در پی فهمیدن معانی عمیق عشق و غمزدگی است. تصویرهایی از زیبایی و درد در شعر وجود دارد که نشاندهنده تضادهای عشق و انتظار است.