نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خطش را کس به جز من مبتلا نیست

به این خط چشم هرکس آشنا نیست

چمن شد از هجوم گل چنان تنگ

که مرغان را برای ناله جا نیست

به من خوش می‌رسد لطف تو امروز

مگر چشم بداندیش از قفا نیست؟

چه شد بوی گل امید یا رب

که رفت از بوستان و با صبا نیست

خموشی پیشه کن گر مرد عشقی

که مرغ این گلستان را نوا نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس تنهایی و خاص بودن رابطه‌اش اشاره می‌کند. او می‌گوید که خط عشق او تنها برای خودش است و دیگران این احساس را درک نمی‌کنند. زیبایی گل‌ها و جنگل‌ها به قدری زیاد شده که جایی برای آواز پرندگان نیست. شاعر از لطفی که امروز از معشوقش می‌رسد لذت می‌برد، اما نگران است که چشم‌های حسود آن را ببیند. او دلتنگی و فقدان عطر گل امید را حس می‌کند و به دیگران توصیه می‌کند که اگر عاشق هستند، باید سکوت کنند چون در این گلستان هیچ نغمه‌ای وجود ندارد.