نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر روز به من یار ز نو بر سر نازست

پیوسته مرا لذت آغاز نیاز است

بگذار که در تیرگی بخت بمانم

آیینه چو روشن شود افشاگر رازست

کوتاه امل باش که چون رشته سوزن

پیوسته گره می‌خورد آن سر که دراز است

ای بت نه همین زینت بتخانه مایی

در کعبه هم ابروی تو محراب نمازست

از پستی فطرت چه شوی بسته صورت؟

یک گام به معراج حقیقت ز مجازست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی محبوب خود اشاره می‌کند و از لذت و نیاز به او سخن می‌گوید. او به روشنایی و افشای رازها در زندگی‌اش اشاره دارد و می‌گوید که باید در زندگی با امید کمی کوتاه‌تر باشد، زیرا آرزوهای بزرگ گاهی به مشکلات می‌انجامند. شاعر از زیبایی محبوبش تمجید کرده و به مقامات بالاتر معنوی اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر کسی از نظر ظاهری محدودیت داشته باشد، می‌تواند به حقیقت و کمال نزدیک شود.