نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گشادی طره و مشک ختن سوخت

نقاب از رخ فکندی و چمن سوخت

اسیران غمت را آتش عشق

چو تار شمع در یک پیرهن سوخت

نشستی با رقیب و من کبابم

زدی آتش به غیر و جان من سوخت

نگشتم آشنای کس ز مهرت

مرا داغ غریبی در وطن سوخت

برآمد دود از جان زلیخا

مگر یعقوب در بیت‌الحزن سوخت؟

ندارد بر جگر چون لاله داغی

دلم بر حال برگ نسترن سوخت

به عهد استوار خویش نازم

که چون قدسی دلم را در کفن سوخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق و دردناک خود می‌پردازد. او از سوختن طره و مشک معشوق سخن می‌گوید و به تأثیر عشق و غم بر زندگی‌اش اشاره می‌کند. شاعر خود را در آتش عشق اسیر می‌بیند و از جدایی و تنهایی رنج می‌برد. او در مقایسه با یعقوب، که به خاطر عشق خود به زلیخا دچار درد و رنج است، خود را در شرایطی مشابه توصیف می‌کند. همچنین، او از داغ دل و غم در وطن سخن می‌گوید و در نهایت به وفاداری‌اش به عهدی که با عشقش داشته، افتخار می‌کند. شعر به خوبی حس دلتنگی و درد ناشی از عشق و جدایی را منتقل می‌کند.