نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا آفت غم لازمه طبع شراب است

می بوی خوش و ساغر ما چشم خراب است

چون نشکندم دل، که ز پوشیدن رویت

آن را که شکستی نرسد، طرف نقاب است

کفرست تهی‌کاسگی باده‌پرستان

خالی چو شد از می قدحم، دیده پر آب است

مرغی که برد نامه من ، صورت حالش

نقشی‌ست که بر پنجه پرخون عقاب است

اسباب تماشای جمال تو نگنجد

در خانه چشمی که به اندازه خواب است

در بحر غمت گشت فنا هرکه نفس زد

این شیوه درین ورطه نه مخصوص حباب‌ است

قاصد چو برد نام تو سوزد دل ما را

پروانه ما از خبر شمع، کباب است

نگرفت وطن در دل قدسی غم دنیا

این خانه نشد جغدنشین، گرچه خراب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف غم و عشق می‌پردازد. او می‌گوید که غم بخشی از طبع شراب است و این احساس لطافت و زیبایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. شاعر به شکستن دل ناشی از دوری عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که خالی بودن از عشق مانند کاسه‌ای خالی است. نامه‌ای که مرغی به معشوق می‌برد، نشان‌دهنده‌ی درد و رنجی است که گوینده تحمل می‌کند. همچنین، شاعر تأکید می‌کند که زیبایی‌های معشوق قابل توصیف نیست و در دل هر کسی که دچار غم شود، فنا وجود دارد. در نهایت، او به زندگی و غم دنیا اشاره می‌کند که هرچند خانه خراب است، اما هنوز در دل او جایگاه خاصی دارد.