نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

بازآی که سینه‌ام کباب است

بی روی تو حال دل خراب است

دلگرمی من ز دیدن توست

این آینه رو بر آفتاب است

هر گوشه چشم فتنه‌بارت

طوفان کرشمه و عتاب است

مینای دلم پی شکستن

هم‌بیعت شیشه حباب است

هرگز دلم از تپش نیاسود

سیماب طلسم اضطراب است

پیداست ز شام طره تو

صبحی که سراسر آفتاب است

از پرده چشم من ز مردم

تا نقش پی تو در نقاب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ دل‌تنگی و اشتیاق عاشقانه است. شاعر از حال خراب دل و آتشینی که در سینه‌اش دارد، شکایت می‌کند و می‌گوید که تنها دلگرمی‌اش دیدن معشوق است. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند که هر حرکت و نگاه او طوفانی از احساسات را در دل او به‌وجود می‌آورد. شاعر همچنین به شکنندگی و آسیب‌پذیری دلش اشاره می‌کند و در نهایت، به تأثیر حضور معشوق بر زندگی‌اش و چگونگی نقش او در دلش می‌پردازد.