شمارهٔ ۹۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
در کار شبروان گرهی چون چراغ نیست
هر شب گل چراغ بهار دگر کند
بلبل گمان مبر که ز پروانه داغ نیست
چون غنچه برنیاورد از شرم سر ز جیب
زان بوی طره هرکه پریشان دماغ نیست
در باغ عشق برگ معیشت مگو نماند
گل هم به چشم مرغ چمن کم ز داغ نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی زلف محبوب اشاره میکند و از داغهای دل در غم عشق سخن میگوید. او میگوید که شبها با چراغ عشق، گلها به bloom مینشینند و بلبل باید بر داغ دل پروانهها تاسف نخورد. همچنین شاعر به شرم غنچه اشاره میکند که از بوی زلف محبوب بیخبر است و در نهایت میگوید در باغ عشق هیچ چیز کم نیست و تمامی احساسات، حتی غم و داغ، در دل حاضرند. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و زیباییهای عشق میپردازد.