نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست

جز کنج قفس راه به جای دگرم نیست

چون غنچه پژمرده‌ام و لاله بی‌رنگ

زان روز که غم در دل و خون در جگرم نیست

من بوی گل از داغ دل خویش شنیدم

حاجت به مددکاری باد سحرم نیست

بر آتش می بس که نظر دوخته‌ام دوش

امروز چو ساغر مژه در چشم ترم نیست

ترسم دگری چون تو درآید به خیالم

در پیش تو بر آینه زان رو نظرم نیست

کوته نکنم دست دل از شاخ تمنا

امید خزان هست، چه شد گر ثمرم نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تنهایی و غم خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که راهی جز عبور از شکن طره معشوق ندارد و در کنج قفس احساس حبس می‌کند. به تشبیه غنچه پژمرده و لاله بی‌رنگ، از حالت روحی‌اش سخن گفته و می‌گوید که از روزی که غم در دلش نشسته، شادابی و زندگی از او دور شده است. او به بوی گل اشاره می‌کند که از داغ دلش ناشی می‌شود و نیازی به کمک دیگران احساس نمی‌کند. شاعر همچنین نگرانی خود را از آمدن کسی دیگر به زندگی‌اش ابراز می‌کند و از این‌که دست از آرزو نکشد، سخن می‌گوید و می‌پرسد اگرچه ثمره‌ای نمی‌بیند، چرا باید دست از امید بردارد.