شمارهٔ ۲۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / مطالع و متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پیش از اینش نظری با من درویش نبود
این زمان هست نگاهی که ازین پیش نبود
عمرها بار گل و لاله گشودم چو صبا
هیچ جز داغ درون و جگر ریش نبود
داغ مرهم طلب از چشم بتانم انداخت
ورنه هیچ از پی من چشم بداندیش نبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر از تغییراتی در زندگی خود سخن میگوید. او به این واقعیت اشاره میکند که پیش از این، هیچ نگاهی به او وجود نداشت، اما حالا نگاهی متفاوت و خاص به او شده است. او تشبیه میکند که عمرش را با زیباییهایی مانند گل و لاله سپری کرده، اما در نهایت فقط داغ و درد درونش باقی مانده است. شاعر همچنین از این که محبوبانش فقط داغ مرهمی بر دردش هستند، سخن میگوید و به عدم توجه کسانی که برایش مهم هستند، اشاره میکند. بنابراین، احساس تنهایی و دلتنگی او در این ابیات مشهود است.