نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / مطالع و متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر صبا را ره نبودی در گلستان کسی

اینقدر بر بلبلان کی سوختی جان کسی؟

پای چون محکم کنم در بزم سرگرمان عشق؟

گر نخیزد شعله چون شمع از گریبان کسی

قدسی از جود کریمان شرم می‌آید مرا

دست بی‌شرمی نخواهم زد به دامان کسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عاشقانه و زیبایی‌های هنر عشق اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که اگر نسیم (صبا) به گلستان نرود، کسی نمی‌تواند به بلبلان عشق بسوزد. همچنین، او تأکید می‌کند که اگر پایش را در بزم عشق محکم کند، باید شعله‌ای از دلش بیرون آید، مانند شعله شمع. در نهایت، شاعر از جود و کرم دیگران ابراز شرم می‌کند و نمی‌خواهد به کسی دست دراز کند. به طور کلی، این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی و شرم است.