شمارهٔ ۲۲ - شرح جور یار عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمیدانم که او تا کی پی آزار خواهد شد
نگوید این دلم آخر از او بیزار خواهد شد
بدین خو چند روزی گر بماند از جفای او
تنم بیمار خواهد گشت و جان افگار خواهد شد
به خواب مرگ شد بخت من و گویند یارانم
که تو فریاد و افغان کن که او بیدار خواهد شد
مکن بهر خدا عزم گلستان با چنین رویی
که دانم باغبان شرمنده از گلزار خواهد شد
مَیَفشان دست چندی ای سرو ناز من
که هوش جان ز دست دست تو افگار خواهد شد
چه گویم شرح جور یار و درد خویش با مردم
که بی تسکین مرا گویند با تو یار خواهد شد
ز اندوه دل چاک و جگر تا کی برد محیی
که این عشق است و اینها هر زمان بسیار خواهد شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از درد و رنج ناشی از جدایی و بیمحلی محبوب سخن میگوید. او نمیداند این وضعیت چه مدت ادامه خواهد داشت و نگران است که دلش از محبوبش خسته شود. او به تب و بیماری جسمی و روحیاش اشاره میکند و از دوستانش میخواهد که در این شرایط بیصدا نمانند. شاعر با توصیف چهره محبوب و تأثیر آن بر خود، به احساس ناامیدی و بیپناهیاش در برابر عشق بیسرانجامش میپردازد. در نهایت، او از درد و غم خود شاکی است و به وضعیت عذابآور عشقش اشاره میکند که به نظر میرسد هر روز تاریکتر میشود.