شمارهٔ ۵ - وعده دیدار عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از جمال لایزالی برنداری گر نقاب
عاشقان لاابالی را بماند دل کباب
صدر جنت گر بود بی دوست گو قعر جهیم
هرکه شد کوته نظر گو سوی این ها می شتاب
عاشقان نه حور خواهند نه بهشت از بهر آن
فارغند از کدخدایی خانمان کرده خراب
قاصرات الطرف عین باشند حوران بهشت
خیمه های عاشقان بینی طناب اندر طناب
پرده محشر بدرند عاشقان چون از لحد
سربرون آرند دل پرآتش و چشم پرآب
با دل مجروح می گریند و می گویند کو
آن که کرده وعده دیدار خود روز حساب
بی تماشای جمالت محیی گوید روز حشر
در صف بیگانگان یالیتنی کنت تراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و longing (دلتنگی) عاشقان نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که اگرچه بهشت زیباست، اما برای عاشقان، عدم دیدار معشوق حتی از آتش جهنم هم بدتر است. آنها فقط به دنبال وصال و برخورداری از جمال معشوق هستند و هیچ چیز دیگری برایشان اهمیت ندارد. در روز قیامت، عاشقان بهدنبال دیدار محبوب خویش میگردند و با دلهای مجروح و اشکهای پرآب، از او یاری میطلبند. در نهایت، حسرت و آرزویی عمیق در دل عاشقان وجود دارد که نشاندهنده شدت عشق و وابستگی آنها به معشوق است.