شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم
کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشمم
چوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم
نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگه
همان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم
چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارم
که با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم
ز رَشکِ آنکه خواندی ازسگانِ کوی خود محیی
همه کس سنگ کین بر کف پی آزار او بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق خود صحبت میکند. او میخواهد با نگاه به چهره معشوقش خوشبختی را تجربه کند و حتی اگر نتواند به او نزدیک شود، حداقل از دور او را ببیند. عشق او به معشوق همچون عشق مجنون به آهو و همراه با شور و شوق است. شاعر همچنین حسادت و دشمنی دیگران را که به خاطر عشق او وجود دارد، بیان میکند و میخواهد دیدارش تنها با معشوقش باشد تا از نور زیبایی او بهرهمند شود.