شمارهٔ ۵۸ - یارمستقیم عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
گر دل دهی به ما ده عاشق که ما امینیم
با آن که دل به ما داد ، ما روز و شب قرینیم
گر ما دل تو یابیم تسکین تو بسازیم
تاوان یک دل تو صد دل بیافرینیم
نفرین خویش میگو تا گم شود وجودت
چون با تو بعد از آن ما گویای آفرینیم
شیطان هزار فرسنگ از گرد تو گریزد
سیصد نظر چو هر روز اندر دل تو بینیم
گر صدهزار شیطان اندر کمین نشیند
بر تو ظفر نیابد ما همچو در کمینیم
ای بنده توبه آنگه، بر تو کنیم رحمت
سوگند خور تو همچون ما نیز بر همینیم
محیی بِبُر بکلّی زین دوستان فانی
پیوند خود به ما کن، ما یار مستقیمیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و محبت است و به بیان این نکته میپردازد که اگر کسی دل خود را به معشوق بدهد، او نیز امین و وفادار خواهد بود. شاعر به عشق و پیوند عمیق اشاره میکند و میگوید که حتی در مواجهه با مشکلات و شیطانها، عشق و محبت قادر است تسکیندهنده باشد. همچنین تأکید میشود که توبه و بازگشت به ریشههای عشق میتواند رحمت و نجات را به ارمغان آورد. در نهایت، شاعر از ارتباط مستقیم و عشق پایدار با معشوق سخن میگوید.