نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴ - ناله های من عبدالقادر گیلانی

عبدالقادر گیلانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

من که هستم زنده دور از دلربای خویشتن

گر برفتم می‌کشد بازم به جای خویشتن

نه مرا در خانه کس راه و نه در مسکنی

می‌توانم بود یکدم در سرای خویشتن

ای که می‌نالی ز عشق یار و جور روزگار

سوی من می‌بین و کن شکر خدای خویشتن

گر ز عشق افزون نبودی در دل پایای من

فکر می‌کردم به جان گرد هوای خویشتن

تا نهادم بر سر کویت قدم بی‌اختیار

توتیای دیده سازم خاک‌پای خویشتن

بس که زاری می‌کنم بیهوش گردم هر زمان

باز می‌آیم به هوش از ناله‌های خویشتن

غیر محیی کاو خود از بهر تو خواهد در جهان

هر که می‌خواهد تو را خواهد برای خویشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق تنهایی و longing (دلتنگی) شاعر است. او از خود می‌پرسد که کیست و به چه دلیل از خود دور است. شاعر به بی‌خانمانی و فقدان محبت اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند او را در مکان خاصی نگه دارد. او از عشق و درد ناشی از آن می‌نالد و می‌گوید که زندگی‌اش تحت تأثیر عشق است. شاعر در نهایت به این می‌رسد که هر کسی که می‌خواهد معشوقش را، باید ابتدا برای خود عشق و زندگی‌ای داشته باشد.