نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مستفعلتن مستفعلتن

بالله که یکی از خود بخودآ

بگذر ز خودی بنگر بخدا

جز ما و توئی کی بوده دوئی

از قول الست تا حرف بلی

من جز توکیم من جز تو نیم

تو صوت ندا من رجع صدا

با خویشتنم بی خویشتنم

هم با تو منم، هم از تو جدا

هر لحظه زند نائی دو نوا

یک نغمه الست یک نغمه بلی

دارد دل من هر لحظه دو عید

یک عید فنا یک عید بقا

عیدیست سعید لبسی است جدید

هر لحظه مرا هر لحظه ترا

از راه نهان در محفل جان

گویند برو گویند بیا

از دولت روح داریم فتوح

شد وقت صبوح زد حی علا

یا من هولی سر و سرور

یا من هو لی نور و سنا

یا من هو لی موت و نشور

یا من هو لی روح و بقا

انسان زبون با این رگ و خون

بیرون و درون دارد دو سرا

این عالم تن آن عالم جان

این عین فراق آن عین لقا

این دام غرور آن بزم سرور

این کوی نفاق آن بزم صفا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق وجود انسان و ارتباط او با خداوند می‌پردازد. شاعر از یک سو به اتحاد میان خود و معبود اشاره می‌کند و از سوی دیگر به دوگانگی وجود بشری (جسم و روح) و تجربه دو نوع جشن (فنا و بقا) می‌پردازد. در این سفر روحانی، انسان مرتباً بین عوالم مختلف در نوسان است؛ از یک طرف در جستجوی حقیقت و وصالت با خداوند و از طرف دیگر در مواجهه با دنیای مادی و فریب‌های آن. شاعر با بیان مفاهیم عرفانی، به دعوت برای رهایی از خودبینی و تجلی در وحدت با الهی و روح انسانی می‌پردازد.