شمارهٔ ۲ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
نهان در خاک کن ما و توئی را
یکی کن در همه عالم دوئی را
وجودت جز طلسم جادوئی نیست
ز هم بشکن طلسم جادوئی را
بهر سوئی که پوئی ره نجوئی
مگر پوئی تو سوی بیسوئی را
نثار بیشه شیران حق کن
همه غنج و دلال آهوئی را
دوئی غیر از طریق مانوی نیست
رها کن این طریق مانوی را
ره بدخوئی از ما و توئی خاست
رها کن راه زشت بدخوئی را
نگردد جام جم دل، تا نبینی
در او پیدا جمال خسروی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان وحدت وجود و رهایی از دوگانگیها میپردازد. شاعر میگوید که باید خود را در خاک پنهان کنیم و دوئی و جدایی را کنار بگذاریم. وجود ما تنها یک طلسم جادویی است و برای رهایی از این طلسم باید به سوی یکتایی برویم. او تأکید میکند که در هر مسیر نرویم، باید به سوی بیسویی، یعنی حقیقت مطلق، حرکت کنیم. از راههای نادرست و زشت باید دوری گزینیم و به حقیقت و زیبایی واقعی بپیوندیم. در نهایت، شاعر خاطرنشان میکند که شناخت جمال الهی نیازمند دوری از دوگانگیها و ناپاکیهاست.