نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ای عشق گرفتی سخت ناگاه دهان ما را

بردی بسرای دل از راه نهان ما را

بگذشت شبی ما را نامت بزبان ای عشق

زانشب همه دم سوزد چون شمع زبان ما را

مهمان توایم ای عشق ما را به از این میدار

آخر نه تو آوردی عشقا بجهان ما را

ما از وطن عشقیم حرف و سخن عشقیم

عشق است که آورده است از دل بزبان ما را

چون نام و نشان گم شد مائی ز میان کم شد

از عشق مگر جویند هم نام و نشان ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق و تأثیر عشق بر زندگی انسان می‌پردازد. شاعر از تجربه‌ی ناگهانی و عمیق عشق صحبت می‌کند که زبانش را باز کرده و او را به سمت بیان احساساتش سوق داده است. او به یاد شبی می‌افتد که نام عشق بر زبانش بوده و دلی گرم و سوزان داشته است. شاعر خود را مهمان عشق می‌داند و به یادآوری می‌آورد که عشق چیزی است که تمامی وجود او را پر کرده است. در نهایت، او به فقدان نام و نشانی در زندگی پس از دست‌یابی به عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق تنها چیزی است که می‌تواند او را به شناخت دوباره خود هدایت کند.