نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو را مسجد مرا میخانه ای شیخ

تو را سبحه مرا پیمانه ای شیخ

تو را ورد سحرگاهی و ما را

همه شب ناله مستانه ای شیخ

زنخ کم زن که در گوش من آید

همه افسون تو افسانه ای شیخ

مکن عیب من از ویرانه گردی

مرا گنجی است در ویرانه ای شیخ

زبانی آتشین چون شمع دارم

مپر گردم تو چون پروانه ای شیخ

تو را کوه و مراکانی است در کوه

تو را دانه مرا دردانه ای شیخ

مرا بر گردش پیمانه پیمان

تو را با سبحه صد دانه ای شیخ

مرا با بیدل و دیوانه خوشتر

تو را با عاقل و فرزانه ای شیخ

عجایب ها ببینی گر نهی چشم

یکی بر روزن این خانه ای شیخ

یک امشب را بکوی میفروشان

شوی مهمان برندان یا نه ای شیخ؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی نمایش تفاوت‌های از نظر روحی و معنوی میان دو شخصیت است: شاعر و شیخ. شاعر به میخانه و زندگی مستانه خود اشاره می‌کند و از عشق و شور و حال خودش می‌گوید، در حالی که شیخ به مسجد و عبادت و معنویت توجه دارد. شاعر از شیخ می‌خواهد که او را قضاوت نکند و از دل‌شکستگی خود در ویرانه سخن می‌گوید، در حالی که در تلاش است تا زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی را دریابد. همچنین، یک نوع دیالوگ بین عاقل و دیوانه، و تمایزهایی بین نوع رفتار و فکر هر یک از این دو شخص در شعر وجود دارد. در نهایت، شاعر دعوت می‌کند تا لحظاتی با هم در کافه بگذرانند و از زندگی لذت ببرند.