شمارهٔ ۱۰۳ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بکوی میفروشم بار دادند
رهم سوی در خمار دادند
در میخانه بر رویم گشودند
بدستم ساغری سرشار دادند
بیک ساغر شب دوشم رهائی
ز بار خرقه و دستار دادند
هزاران بار از دوشم نهادند
پس آنگه ره بدان در بار دادند
می تسنیم و جوی کوثر ای شیخ
بما آسان، بتو دشوار دادند
چنین شد قسمت روز نخستین
تو را سبحه مرا زنار دادند
بیک حرف از لب پیر خرابات
مرا صد دفتر اسرار دادند
تو را از درس زهد و خود پرستی
مرا از بیخودی تکرار دادند
بدلخواه و پسند مشتری بود
متاعی کاندرین بازار دادند
یکی را صورت گفتار نیکو
یکی را معنی کردار دادند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از تجربههای خود در میخانه و سکر و مستی صحبت میکند. او توصیف میکند که چگونه به او بار خستگی را بخشیدند و در میخانه دری به رویش گشودند. ساغری پر از می به دستش دادند و با نوشیدن آن، از burdens (بارها) رهایی یافت. او به کنایه میگوید که در زندگی، علم و دانش به شیخ و زهد را دادند، ولی او به بیخودیش و سکر و رازهای زندگی دست یافت. در نهایت، اشاره دارد که هر کسی متاعی خاص دریافت کرده است؛ برای برخی زیبایی ظاهری و برای برخی دیگر معانی درون را به ارمغان آوردهاند.