شمارهٔ ۱۰۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بخت اگر یاری کند دلدار دلداری کند
نوبت گلشن رسد گلزار گلزاری کند
سهل باشد محنت از جور رقیب و دور چرخ
شاخ گلبن گل بر آرد خارا گر خاری کند
بزم عشرت گرم گردد، خون تاک آید بجوش
باده سرمستی دهد پیمانه سرشاری کند
طره معشوق ما گر شد پریشان باک نیست
جمع دل را در پریشانی نگهداری کند
نرگس دلدار ما رنجور و بیمار است لیک
دردمندان را به بیماری پرستاری کند
کفر و ترسائی گر این باشد که کار زلف اوست
کعبه میخانه شود تسبیح زناری کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و زیبایی اشاره دارد و بیانگر این است که اگر بخت یار باشد، عشق و دلداگی به اوج میرسد. با حضور گلها و زیباییها، شادی و بزم عشق رونق میگیرد. در مقابل رنجها و مشکلات، زیباییهای عشق میتواند آنها را آسان کند و دوری از رقیب و چرخ فلک را تحملپذیر کند. حتی اگر معشوق با مشکل روبرو شود یا بیمار باشد، عشق و دلداری میتواند پرستاری کند. در نهایت، تصویر زلف معشوق به گونهای است که میتواند باعث کفر و ترسایی شود، اما در عین حال، خود میتواند مرکز عبادت و عشق باشد.