شمارهٔ ۱۱۳ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
موج زد اشکی و ما را آب برد
نرگس مست شما را خواب برد
چشم پر خوابت مرا بیخواب کرد
زلف پر تابت مرا از تاب برد
تا رخ خوبت به گلشن جلوه کرد
از رخ گل رنگ و تاب و آب برد
چشم جادویت چه فتنه ساز کرد
که قرار از خاطر احباب برد
طاق ابروی تو در وقت نماز
شیخ را از مسجد و محراب برد
مطرب امشب تا چه بر زه ساز کرد
که دل و جان از همه اصحاب برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل از شاعر معروف ایرانی، شعرای عاشقانه و غمگین را به تصویر میکشد. مضمون کلی شامل تأثیر عمیق و سحرآمیز چشمان معشوق و زیباییهای او بر عاشق است. اشک و غم ناشی از دوری و خواب آلودگی به وسیله زیبایی و جاذبه معشوق توصیف شده است. ابرو و زلف معشوق سبب بههمریختگی و اختلال در آرامش روحی شاعر شده و در نهایت این زیباییها موجب میشود که حتی در مراسمات مذهبی نیز، روح و دل را فراموش کند. شاعر با زبانی زیبا و شاعرانه احساسات عمیق خود را بیان کرده است.