شمارهٔ ۱۲ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
فکر و اندیشه بیهوده چرا
حسرت بوده و نابوده چرا
گفتن و کردن بی جا و خلاف
که خداوند نفرموده چرا
از غم و حسرت دنیای دنی
رخ بخون جگر آموده چرا
داشتن دل بهوای زر و سیم
روز و شب سوده و فرسوده چرا
طعنه و تسخر پکان جهان
با چنین دامن آلوده چرا
خفتن اندر بگذرگاه فنا
با چنین خاطر آسوده چرا
خواجه کز بیخردی مثل خر است
این همه بار برافزوده چرا
رخ ز پوزش بدر بی خردان
کردن از بیخردی سوده چرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد افکار و رفتارهای بیهوده انسانها میپردازد و از حسرت و ناامیدی ناشی از زندگی دنیوی سخن میگوید. شاعر به پرسشهای بنیادی درباره احساسات منفی، طمع به مال و زر، و بیفکری اشاره کرده و از انسانها میخواهد که به عواقب اعمال خود فکر کنند. او همچنین به بیمعنایی خوابیدن و نادیده گرفتن واقعیتهای مرگ و زوال اشاره کرده و خفتن در غفلت را مورد انتقاد قرار میدهد. بهطور کلی، شعر دعوتی است برای اندیشیدن به زندگی معنادار و پرهیز از رفتارهای بیفایده و ناپسند.