شمارهٔ ۱۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
امشب آن ترک وعده داده مرا
بزم عیش و طرب نهاده مرا
وعده فرموده تا بمشکوی خویش
به کشد با رخ گشاده مرا
من بمسند چو شاه تکیه زنم
او بخدمت شود ستاده مرا
هی دهد از دو لعل بوسه مرا
هی دهد با دو جام باده مرا
چون شود خواب او زبستر خواب
کند از پرنیان ساده مرا
چون فزون خورد باده و شد مست
شود اندر بر اوفتاده مرا
وان یکی ساعد بلورین را
تا سحرگه کند و ساده مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل از شب رویایی و خوشگذرانی با معشوق سخن میگوید. او از وعدههای معشوق سخن میگوید که قرار است با زیبایی خود او را به وجد آورد و در جمعی پر از شادی و سرور او را قرار دهد. شاعر خود را مانند یک پادشاه بر تخت نشسته تصور میکند و معشوق را در خدمت خود میبیند. او از بوسههای شیرین و شراب لذیذی که معشوق به او میدهد، یاد میکند. در ادامه، شاعر به خواب معشوق و حالاتی که پس از نوشیدن شراب برای او رخ میدهد اشاره میکند و در نهایت با توصیف زیباییهای معشوق و لحظات شیرین با او به پایان میرسد.