شمارهٔ ۱۲۴ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پسته گر چون لعل جانبخش تو خندانی کند
کی تواند چون لب لعلت سخندانی کند
کار دل آمد بجان از درد و رنجوری و لیک
گر طبیب ما تو باشی درد درمانی کند
بر جراحتهای ناسور دل یاران توان
زد نمکها، گر زنخدانش نمکدانی کند
زهر غم شهد است اگر دلدار دلداری دهد
کار جان سهل است اگر جانانه جانانی کند
نرگس مستانه اش از یک نگاه آشنا
با لب خاموش من صد راز پنهانی کند
غمزه شوخ تو با دلدادگان از قهر و لطف
روز و شب پیدا و پنهان آنچه میدانی کند
اینچنین مستی که در چشم بت دلجوی ماست
خمر روحانی کند نی راح ریحانی کند
ما گدایانرا بود چشم طمع از خوان لطف
لعل دلجوی تو هر روزی که مهمانی کند
بخش درویشان فرستد خسرو از احسان
مجلس عشرت چه در خرگاه سلطانی کند
قسمت موران چرا از دعوت یاران نداد
آنکه با لعل لبش دیوی سلیمانی کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تشبیهات، عشق و دلدادگی خود را بیان میکند. او میگوید که معشوق مثل پسته زیبا و دلنشین است و لبهای او به مانند لعل میدرخشند. شاعر به درد و رنجی اشاره میکند که از دوری معشوق تجربه کرده و امید دارد که معشوق میتواند آن را درمان کند. همچنین، غمها و شادیهای عشق را به تصویر میکشد و به تأثیر رفتار و نگاه معشوق بر دل عاشق اشاره میکند. شاعر به طور کلی احساسات عمیق و پیچیدهای از عشق، امید، دلتنگی و زیبایی را در این شعر به تصویر میکشد.