شمارهٔ ۱۲۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه بازی دوش در میخانه کردند
که صد خم را بیک پیمانه کردند
چه حکمت بود از این هیکل خدا را
که گاهی کعبه گه بتخانه کردند
بمعنی یک حقیقت بود لیکن
بصورت صد هزار افسانه کردند
یکی پیمانه می را شکستند
هزاران سبحه صد دانه کردند
خیالی در دل ساغر فکندند
حدیثی بر زبان شانه کردند
سخن از حلقه زنجیر گفتند
بسی دیوانه را فرزانه کردند
خیالی از پری در شیشه دیدند
جهانی عقل را دیوانه کردند
بیا ما نیز از این زندان برآئیم
که یاران همتی مردانه کردند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربههای عمیق و معنوی انسان در بزم و میخانه است. شاعر به بیان وسعت تفکرات و احساسی میپردازد که میتواند از یک حقیقت واحد به هزاران داستان و خیال تبدیل شود. او به بازی با می و شراب اشاره میکند و به تکرار افکار و نمادها مانند کعبه و بتخانه اشاره دارد. همچنین از شکستن پیمانهای میگوید که هزاران سبحه و دعا را به همراه دارد و در نهایت دعوت میکند تا از محدودیتهای دنیوی فرار کنیم و همچون دیگران به جستجوی حقیقت بپردازیم. در این متن، نقش میخانه به عنوان محلی برای کشف و درک عمیقتر حقیقت زندگی و عشق به تصویر کشیده شده است.