نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هر کسی در جهان غمی دارد

هر دلی راز مبهمی دارد

سخن اهل دل نشاید گفت

بهمه کس که محرمی دارد

ایخوش آندل که میتواند گفت

راز خود را که همدمی دارد

منطوی در وجود انسان است

هر دو کز حق دو عالمی دارد

هر که در خود نظر کند بیند

که بلیسی و آدمی دارد

هر که بیند بخویشتن،داند

که بهشت و جهنمی دارد

سر توحید و مشرب تحقیق

شیخ داند ولی کمی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر این است که هر انسانی در زندگی خود غم‌ها و رازهایی دارد که ممکن است برای دیگران قابل بیان نباشد. تنها افرادی که همدم و نزدیکانی دارند می‌توانند رازهای خود را به اشتراک بگذارند. همچنین، شاعر به وجود دو بعد در انسان اشاره دارد: بعد ظاهری و بعد باطنی، که هر دو بینشی از حقیقت وجود انسان را نمایان می‌کنند. به‌عبارتی، هر کسی در درون خود می‌تواند بهشت و جهنم را احساس کند. در نهایت، شاعر به اهمیت علم و تحقیق اشاره می‌کند و می‌گوید که حقیقت توحید را عالمان و شخصیت‌های بزرگ درک کرده‌اند، اما این درک همیشه کامل نیست.