نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

حق بمن بنده چشم روشن داد

با صفا تر دلی ز گلشن داد

سر پر مغزی اندرین پیکر

دل دانشوری بدین تن داد

کرد روشن فتیله ای از عقل

وز هنری زی فتیله روغن داد

دانه ای صد هزار خوشه کند

خوشه ای صد هزار خرمن داد

از دل خود چو کان و چون دریا

زر بجیب و گهر بدامن داد

من و سلوی ز خوان غیبی بود

که بمن بی اذی و بی من داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی نعمت‌ها و الطاف الهی است که به انسان عطا شده است. شاعر به زیبایی و روشنی دل اشاره می‌کند و ابراز می‌دارد که خداوند به او عقل و دانش داده و از هنر و خلاقیت برخوردار کرده است. همچنین، شاعر به فراوانی و برکت‌هایی که از دل و وجودش سرچشمه می‌گیرد، اشاره می‌کند و این نعمت‌ها را به مثابه‌ی دانه‌ها و خوشه‌های فراوان توصیف می‌کند. نهایتاً، او از سفره‌ی غیبی که بدون زحمت و دردسر به وی داده شده، صحبت می‌کند. در کل، این شعر نشان‌دهنده‌ی قدردانی و شکرگزاری شاعر از نعمت‌های الهی است.