نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خوشا کاین خانه را ویرانه سازند

در آن ویرانه از نو خانه سازند

بیا ویرانه شو تا بیت معمور

ملایک اندر آن ویرانه سازند

چه خاصیت در این آب و گل افتاد

که هم زو کعبه هم بتخانه سازند

بنازم دست قدرت را در این خاک

که تسبیح از گل پیمانه سازند

چو یک پیمانه می را شکستند

هزاران سبحه صد دانه سازند

چنان ویرانه شد مسجد که آباد

نخواهد شد مگر میخانه سازند

بیا دیوانه را عاقل کن ای مرد

چه سود ار عاقلی دیوانه سازند

نمی گنجد حقیقت در بیان ها

که چندین قصه و افسانه سازند

کنید اینسان که بهر صید سیمرغ

ز خط و خال، دام و دانه سازند

بوصف حال ابسان و سلامان

حدیث از شمع و از پروانه سازند

دو گیتی گر شود ویرانه، آباد

بدست همت مردانه سازند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع ویرانی و بازسازی پرداخته است. او به زیبایی ویرانه‌ای اشاره می‌کند که در آن می‌توان خانه‌ای نو ساخت. او از ملائکه سخن به میان می‌آورد که در این ویرانه، سازندگی می‌کنند. در ادامه، به قدرت و خلاقیت موجود در خاک اشاره می‌کند که می‌تواند از گل، تسبیح بسازد. شاعر اظهار می‌دارد که برخی مکان‌ها به قدری خراب شده‌اند که برای آبادانی دوباره آن‌ها تنها باید میخانه ساخت. به همین ترتیب، او شخصی را می‌خواند تا دیوانگان را به عقل بیاورند و تأکید می‌کند که حقیقت غیرقابل بیان است و داستان‌های مختلفی از آن ساخته می‌شود. در نهایت، به اهمیت همت و اراده‌ی مردان اشاره می‌کند که می‌توانند از ویرانی دوباره آبادانی بسازند.