شمارهٔ ۱۵۱ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پیر مغان گناه مرا گر ثواب کرد
تبدیل سیئات بحکم کتاب کرد
روز حساب را که بفردا نهاد شیخ
امروز پیر میکده یوم الحساب کرد
تسنیم و خلد و کوثر و طوبی و سدره را
یکجرعه آب کرد و بجام شراب کرد
آباد بر زمین خرابات و دست پیر
کزیک قدح شراب، جهانرا خراب کرد
فاروق حق و باطل و میزان قسط و عدل
پیمان پیر ماست که فصل الخطاب کرد
زان حلقه ها که بر در مسجد بکوفتیم
ما سالها ز دیر مغان فتح باب کرد
پنهان شد از دو دیده ز بسیاری ظهور
با ماهیان بحر فنا کار آب کرد
دیوانه ای بسخره اطفال شهر خاست
از بهر سنگ و چوب مرا انتخاب کرد
در خواب گرد خویش زدم طوف و دوش پیر
از طوف کعبه دل تعبیر خواب کرد
روزی بسوی میکده راهم گشود پیر
کز خانقاه مدرسه شیخم جواب کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمثیل و استعاره از ارتباط انسان با عالم غیب و حقیقت میپردازد. شاعر به توصیف پیر مغان میپردازد که گناه او را به ثواب تبدیل کرده و با دستان خود عالم را دگرگون میکند. پیر میکده (نماد راهنمای معنوی) روز حساب را به امروز میآورد و با شراب و معانی عمیق مرتبط، دنیای عرفانی را به تصویر میکشد. او از خراباتی حرف میزند که بر زمین آباد شده و پذیرای عشق و حقیقت است. همچنین اشاره بهپیوند دیرینهای که با علم و دین داشتند، و در نهایت به خواب و الهامات روحی خود از طریق پیر اشاره میکند. در کل، شعر به جدای دین از عرفان و غنای روحی میپردازد.