شمارهٔ ۱۵۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بیا که طره تو میل شور و شر دارد
بیا که چهره تو جلوه دگر دارد
بیا که جز قد تو کس ندیده قامت سرو
که سیب و نار و گل و لاله بارو بر دارد
بیا که هر چه سر زلف تو شکسته تر است
دل شکسته ما را شکسته تر دارد
بیا که از دل بشکسته پریش حبیب
شکسته زلف پریشیده ات خبر دارد
سواد زلف تو زآشفته حالی دل ما
هزار نسخه خوش خط معتبر دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت از معشوقه اشاره دارد و از زیباییهای او سخن میگوید. شاعر از طرز موی او که شور و شر دارد، چهرهای که جلوهای خاص دارد و قامت او که همچون سرو است، ستایش میکند. همچنین اشاره میکند که زلفهای پریشان او دل را بیشتر میشکند و زحمت دل شکسته را به تصویر میکشد. در نهایت، او به سواد زلف معشوقهاش و تأثیری که بر دل عاشق دارد، اشاره میکند و میگوید که این زیباییها دلیلی برای جدایی و غم او هستند.