شمارهٔ ۱۷۲ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تیره شد گیتی و هنگام طرب باز آمد
مژده ای خلوتیان نوبت شب باز آمد
وقت پیمودن کاس آمد و پر کردن طاس
نوبت پر زدن مرغ طرب باز آمد
وقت راحت شدن از صحبت ابنای جهان
گاه آسودگی از رنج و تعب باز آمد
جان بلب آمده بود از غم و اندیشه روز
شب شد و جان بتن و جام بلب باز آمد
ساقی دوش که روز از نظرم غائب بود
چون شب آمد بیکی شکل عجب باز آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از بازگشت شب و خوشحالی ناشی از آن صحبت میکند. این شب، فرصتی برای رهایی از غم و دلتنگیهای روزانه است و زمان مناسبی برای لذت بردن و پر کردن جام شادی به شمار میآید. شاعر به زیبایی تغییر حال و هوای شب و آرامش آن را توصیف میکند و این که چگونه شب میتواند آرامش و نشاط را به زندگی بازگرداند. همچنین، او از ساقی و بازگشت زیباییهای شبانه یاد میکند که زندگی را دوباره معنادار میسازد.