شمارهٔ ۱۸۰ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگینی گر بدست جم نباشد
ز دست جم نگینی کم نباشد
سلیمان را سلامت، خاتم ار نیست
سلیمانی بدین خاتم نباشد
من از خود عالمی دارم که اندوه
ندارم، گر همه عالم نباشد
سخن با محرمی دارم که این راز
سزای گوش نامحرم نباشد
اگر گلچین گلی از باغ ما چید
بیک گل باغ ما خرم نباشد
بجز ماتم نباشد سور گیتی
خوشا روزی که این ماتم نباشد
مده یکدم خوشی را با دو عالم
که دو عالم جز این یکدم نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر احساسات عمیق و فلسفی شاعر است. شاعر میگوید که اگر از نعمتهای برتر و مهمی مانند شاهی یا سلیمان بودن محروم باشد، اما در دل خود دنیای خاصی دارد که دیگران نمیتوانند آن را حس کنند. او به اهمیت ملازمت با دوستان و معتمدین اشاره میکند و میگوید رازهای خود را نباید با کسانی که شایسته نیستند در میان بگذارد. همچنین بیان میکند که در زندگی جز حزن و ماتم چیز دیگری نیست و شادی واقعی در روزهایی است که این اندوه برطرف شود. در نهایت، شاعر ارزش یک لحظه شادی را بالاتر از تمام دنیا میداند، چرا که زندگی فقط در یک آن خوشی خلاصه میشود.