شمارهٔ ۱۸۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
الا تا کی حدیث از عمر و عمار
بزن مطرب رهی از خمر و خمار
حدیث واعظ مسجد شنیدم
ندارد حاصلی جز طول و تکرار
دل ما را بدست آر، ار بزرگی
بزرگی نیست ایشیخ آن دستار
خدا جوئی بی آزاریست ای مرد
برو بیزار شو از مردم آزار
از این می خوردن پنهان ملولم
بنه در کوی خمارم بیکبار
از این تسبیح و دستار آمدم تنگ
ببر تسبیح و دستارم بیکبار
نمیخواهم دگر جور نهانی
ببند از زلف زنارم بیکبار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن شاعر به تکرار گفتوگوهای دینی و مذهبی اشاره میکند و از آنها خسته است. او به جای تکیه بر ظواهر مذهبی (مانند تسبیح و دستار)، خواهان دلباختگی به حقیقت و عشق است. شاعر از رنج ناشی از آزار مردم و کارهای زاهدانه سخن میگوید و تمایل دارد که از این دوری کند. او به دنبال لحظهای برای بروز احساسات واقعی و آزاد از قید و بندهای اجتماعی است. در کل، این شعر به نفی تعصبات و جستوجو برای معنای واقعی زندگی میپردازد.