شمارهٔ ۱۸۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نبیند روی لیلی کس در این دار
چو مجنون بوسه باید زد بدیوار
نخورده ساغری از دست ساقی
که رفت از دوش و از سر دلق و دستار
بیکدستان زمستان رفتم از دست
نبرده ره بسوی کوی خمار
شدم کافر بیک افسانه عشق
که گفتند از بتان چین و فرخار
دل اندر بستر بیماری افتاد
چو کرد اندیشه آن چشم بیمار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و دلدادگی میپردازد و حالتی از افسردگی و تنهایی را توصیف میکند. شاعر از دوری لیلی و مجنون صحبت میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او میگوید که در غم عشق، به حالتی رسیده که گویی کفر میورزد و از دنیای خوشیها و میگساریها دور شده است. بیمار شده و دلش در زمرهی عشق گرفتار است، در حالی که ناامید به جستجوی محبوبش رفته است.